X
تبلیغات
حافظ

حافظ
اللهم عجل لولیک الفرج 
قالب وبلاگ
آب جوجه: نام دیگر نخودگرمک! از غذاهای مورد علاقه آبادانیها در ایام سرما.

اروندکنار: از شهرهای تابعه آبادان. دقیقا در دهانه اروند رود و در محل ورود اروند به خلیج فارس واقع شده.
اسکرو: (screwdriver) پیچ گوشتی!
 
الفی: نام قدیم میدان فرهنگ، البته هنوز به همین اسم مطرح است. فلکه ابتدای بریم.

انکس: نام قدیم فرهنگسرای نفت واقع در فلکه الفی، اولین ساختمان خاور میانه که مجهز به دستگاههای تهویه مطبوع بود. هنوز در بین مردم به اسم انکس مشهور است.

اوپاتان (o-pat-an): اولین نام آبادان در عهد باستان.به معنای جایی که در ان از آب پایداری میکنند.
 
بریم: از محله های متعلق به شرکت نفت، در معنی اسم آن دوقول وجود دارد:1- از اسم خرمای بریم گرفته شده که در قدیم در این محل نخلستانهای وسیعش وجود داشته و 2- نام فردی ملقب به ابو ابراهیم بوده که در این محل با قبیله اش زندگی میکرده و بعدها بصورت بریم درآمده.
 
بمبو: (bambo) شیرآب، کلمه ايست که از Pump House انگليسی گرفته شده.

بوارده: از محله های متعلق به شرکت نفت. شامل بوارده شمالی و جنوبی. مشهور است که از کلمه ابوورده (پدر گل سرخ) که نام شیخی بوده که با قبیله اش در آن محل زندگی میکرده گرفته شده است.
 
بهمنشیر: نام رودخانه ای و نام محله ای درآبادان که شامل تانکی یک و تانکی دو میشود.

بوی روم: (اتاق پسر) بخشی از منازل شرکتی که معمولا شامل یک اتاق با سرویسهای بهداشتی مختصر و آشپزخانه است. در زمان انگلیسسها این اتاقها متعلق به مستخدمین هندی آنها بوده که توسط انگلیسیها بوی نامیده می شده اند.

پاس: مجوز ورود به پالایشگاه یا باشگاههای ان. در قدیم برای ورود به سرویسهای نقلیه هم بکار برده میشده.

پاکوره: نوعی غذای آبادانی هندی الاصلو در نتیجه تند!
تانک فارم: (مزرعه مخازن) منطقه ای نزدیک کوی ذوالفقاری که مجموعه بسیار بزرگی از مخازن نفتی است و بعد از جنگ از آن استفاده خاصی نمیشود.
 
تانکی ابوالحسن: نام محلی ومیدانی در آبادان. اسم ابولحسن را نمیدانم به چه علت بر رویش گذاشته اند و اینکه این ابوالحسن کی بوده.

تيسه: (teise) يك كلمه با معانی بسيار! در قديم به گشتن كودكان در جويها برای يافتن اشيای بی ارزش می‌گفته‌اند و امروزه به ناخنك زدن و بلند كردن اشيا بصورت نيمه شوخی نيمه جدي!
 
جالی:(jail) توری فلزی برای محافظت دیوارها و همچنین پوشاندن پنجره ها.

جزیره الخضر: نام آبادان در نوشته های دوره اسلامی.

دریاقلی: پیرمرد آهن فروشی که در انتهای کوی ذوالفقاری زندگی میکرد و با فداکاریش باعث شد که آبادان به دست عراقیها سقوط نکند.

دیری: خرمای خشک.

رامسید(ramseid): حرکت کردن وسیله نقلیه درجهت خلاف مسیر قانونیwrong-side))

رنگینک: نوعی شیرینی که با خرما و آرد و روغن و ... درست میشود.
 
سده:(sadde) نام محله ای در آبادان.

سلج:(selej) از روستاهای چسبیده به آبادان که الان جزئی از شهر به حساب میاد و پشت رودخانه بهمنشیر واقع شده. شامل سلج شرقی و غربی. اسم سلج میتونه از Sludge به معنی گل و لای گرفته شده باشه.

سلويج: (salvij) ،به معنای انبار وسايل اسقاطی و غيرقابل مصرف. از کلمه Salvage به همين معنی مشتق شده.

سمبوسه: (samboose) نام غذایی آبادانی معمولا مثلثی شکل! شمل مخلفاتی مانند سیب زمینی و سبزیهای معطر و ... پیچانده شده در درون نان نازک و سرخ شده درون روغن.
 
سنج و دمام: موسیقی محلی آبادان و بوشهر که بیشتر در عزاداریها نواخته میشود. 
سوگ العریان: (بازار لخت) نام قدیم بازار ایستگاه 7 بهار. ظاهرا بدلیل ساده بودن به این اسم معروف بوده.
سيجاره: سيگار با تلفظ عربی!
سیکلین: [sik(h)-Lane] (محله سیکها) نام محلی در آبادان که سابقا در آن هندیها زندگی میکرده اند. سابقا در این محل معابد سیکها وجود داشته.
شطیط: (shoteit) از روستاهای عرب نشین آبادان.
عبادان: رسم الخط رسمی نگارش کلمه آبادان تا انتهای دوره قاجار.
فیدوس: نام آژیری که سابقا برای بیدار کردن و آماده به کار شده مردم توسط پالایشگاه نواخته میشده و صدای آن در کل شهر شنیده میشده.
فیه: (fai'ie) محله ای در آبادان بعد از ایستگاه ۱۲ بهار. امروزه بعلت وجود دانشگاه آزاد و دبیرستان تیزهوشان از مراکز علمی به حساب میاد!
قلیه ماهی: نوعی خورش که با ماهی و تمر هندی و فلفل فراوان تهیه میشود.
قولو: از کلمه و اسم غلام گرفته شده. امروزه به آدمی که ادعای داش مشتی بودن و لات جوانمرد! بودن داره گفته ميشه.
کا: مخفف کاکا يا همان برادر خودمون.
کفیشه: (kofeishe)از کافی شاپ گرفته شده. نام محلی در آبادان که پاتوق کارگران شرکت نفت و محل تفریح آنان بوده.
کواتر شلی: (kuater sholi) خانه های خشتی و گلی. نام محله ای در قدیم متعلق به کارگران شرکت نفت.
گرید: امتیاز. ترفیع اداری در شرکت نفت.
گیت: دروازه بویژه، دروازه های پالایشگاه.
گیس: (gase)گاز
طیب : نام میدانی در آبادان. از اسم حاج طیب گرفته شده که ظاهرا در ایام ملی شدن نفت از بزن بهادرهای آبادان بوده!
لامسی: (lamsi) نام محله ای در آبادان نزدیک درمانگاه اقبال.
لب لبو: برخلاف ظاهرش این هم یکی دیگر از اسامی نخود گرمک است.
لین: (lein) از همان Lane انگلیسی به معنای کوی و کوچه گرفته شده. خیابانهای احمدآباد را با کلمه لین میشناسند شمامل لین یک تا پانزده.
مصطفی ریش: از بزن بهادرها و لوطیهای قدیم آبادان. وی هنوز زنده و در آبادان ساکن است.
منیوحی(manioohi): نام یکی از روستاههای عرب نشین آبادان.
ولک: (volek) به معنای پسر بچه. از اصطلاحات رايج بين آبادانيها
آمو (عامو) = عمو
ارسي (Orsi)= كفش
اروسیه (عروسیه)= اسم محلی در آبادان. سابقا در این محل کمپA روسیه وجود داشته (در زمان جنگ جهانی دوم) و به تدریج به این صورت درآمده.
اسپكتور = سرشيفت حراست كه با موتورسيكلت سه چرخه گشت ميزد
اسبيتال = بيمارستان شركت نفت
اشكل كيلي = بازي پسرانه
او داغك = اشكنه
اوستور = فروشگاه
ايزگاه = ايستگاه
بتل(Botol) = حشره سیاهرنگ و دارای قابلیت پرواز است که اسم فارسی آن سرگین غلطان یا بوم غلطون است.
بشوش(Bashoosh) = اردك
بش موش(Besh moosh) = شيريني گرد و رنگي عربی
بلکم(Bolkom) = آدم وراج و پررو
بلم(Balam) = قايق
بنج(Benj) = تانكي
بنگله(Bangele) = منازه بريم
بوكسري = مدل مو براي آقايان
بوچ = چوب پنبه برنگ كرم كه بعنوان سر شيشه استفاده ميشد.
بوشش كن = در اصطلاح رانندگي رانده هاي شركت نفت ميگفتن بوشش كن (دنده آزاد كن )
بهلرسوت(Behlar soot) = لباس كار ظاهرا از کلمه Boiler Suit گرفته شده.
بيش لمبو (Bish lambo)= يه نوع جانور مثل ماهي ريز كه در جوي بود.
بيريك = ترمز
بي اس لمبر = شماره كارگري
پلاس = انبر دست (گاز انبر)
پليت باز = بازي با سر نوشابه و سنگ
پريمس (پريموس) = وسيله اي كه براي پخت غذا استفاده ميشد ( گاز پيك نيكي )
پایدان = ركاب دو چرخه چرخ
پمپوس يا پمپوز = پمپ استيشن
پليت =فلز یا قطعات فلزی
پاسورك = بادام
پاكريا = نام استخر كارمندي تانكي دو
پين = سوزن ته گرد
پيپ = شيلنگ آب
تماته = گوجه
تكنيكال = دانشكده نفت
ترنينگ = كارآموزي
تيمپو = ضرب موسيقی
تكه بازي = نام بازي بود كه دخترها بازي ميكردن ( لي لي )
جفت كردن = يعني طرف از ترس جا زد
جاشو = كارگر كشتي (ملوان)
جام = شيشه
جسر = پل بهمنشير
جورج يوناني = نام عكاسي كه ارمني بود
جالي = فنس
جالي جالي بستم = نام بازي
چپه = كنايه از اينكه كسي را له و لورده كردن
چار ميخه = كنايه از اينكه دست و پاي كسي را بستن .
چرخك = قرقره
چپكي = بيراهه
چك و چول = كثيف
چارلي بازي = دلقك بازي
چالو = روشن
چمري = ابتداي خارك كه كوچك و كمي سبز رنگ و نرم
چيتي = كوپن نفت كه به كارگرهاي شركت نفت ميداند
چهار گران = زمين بازي
چراغ ليت = چراغ دستي
چپك = دست زدن
چش بندو = نام بازي بچه ها(قایم باشک)
حبانه = ظرف سفالي براي آبخوردن ( كلمن )
حل حله گرگه چنبري = بازي دخترانه
حشو = سبزي ماهي با كليه ملخفاتش
خراطي = نوعي خوردني زردرنگ كه از درخت خرما درست مي كردند
خاكسون = قبرستان
خسرو چينوي = فردی که قیافه ای شبیه به چینی ها داشته!
خنجر بالي = آب نباتي كه بشكل خنجردرست ميكردن
خاك مكينه = خاكي كه از آن براي پاك كردن ظروف استفاده ميكردند مثل تايد يا مايع ظرفشويي
خرما چپون = كنايه از فشرده
خدا رو کولت: اصطلاحی است با معانی بسیار از جمله: دمت گرمه، خدا خیرت بده، کارت درسته و ... . بستگی به لحن و مکان گفتن جمله داره!
درام = بشكه
ديري فارم = نام باغ گاو داري شركت نفت نزديك جزيره مينو
ديري = رتب خشك شده
دال عدس = نوعي غذا
دي گل = چاپلوس
رون شوز(ربن شوز) = پوتين
رشاد = شاهي ( سبزي)
رجستر (لجستر ) = شماره كارمندي
رشن = جايي كه كارگرهاي شركت نفت ميرفتن خواربار ميگرفتن
سيب گلابي = مايعيي شيريني مخلوط (جوهر و شكر و آب جوش ميدادند برنگ قرمز) بعد يك چوب فرو ميكردن تو سيب و سيب گلاب را در اين مايع آغشته ميكردن تا رنگ بگيره مثل آب نبات بشه
سيكل = دوچرخه
سنتراستور = فروشگاه مركزي كه تمام اجناس فروشگاههاي شركت نفت در آن نگهداري ميشد
سر تا سر = یک نوع شیرینی که بصورت مارپیچ در سینی ریخته میشده و هر کس با 2 ریال تا آنجایی که میتونسته و شیرینی تکه نمیشده میتونسته شیرینی برداره.
سي ده (see the) = مستقيم
سي برنج = نام يكي از قسمتهاي پالايشگاه
سبخي = جايي كه تمام وسايل از رده خارج را در آن نگه داري ميكردند و همچنین به معنای جای بیابان مانند.
سپرتاس = ظرفي سه تكيه كه بوسيله يك دسته به هم وصل ميشد (ناهار بري)
شيرشكر = شيرعسلي
شكر چيان = جايي كه بستني سنتي درست ميكرد اصطلاح امروزه تريا
صبور (soboor)= ماهي كه در تنور ميذارن
طياره = بادكنك ( با كاغذ و سريشم ) و همچنین هواپیما
عصوم = كفگير
فيت = سايز
قماره(Ghomare) = دكه
كرات(korrat) = تره ( سبزي)
كواتر شد = يعني استراحت پزشكي
كانتين = رستوران پالايشگاه
كركاب = صندل زنانه (كه از چوب و دو بند چرمي ساخته مي شد)
گردو شكستم = بازي دخترانه
گيلاس = ليوان آبخور
گاري = وسيله بازي كه با تخته و بربرنگ درست ميكردند بازي تابستانه بوده
گاو –گوساله – فنگل – پنير = بازي با كشيدن يك مربع وچهار گوش آن سنگ ميگذاشتند
گران شاپوري = استوديو
گريپ پاژ = يعني پيچوندش
گلوپ = باشگاه
لمر = شن
منهول(men hol) = فاضل آب
ماه عسل = مخلوط خرما و شيره و كنجد
محمد بستني = اسم یک بستني فروش دوره گرد
ممدشیطون=اسم پلیسی با سبیلهای تاب داده بزرگ در آبادان قدیم
مانكور= لاك
متروپل = نام سينما
ميلك بار = نام تريا در الفي بريم
نيم دري = پنجره
نقل پيرزن = ذرت بو داده
ني همبون(نی انبان) = ساز محلي ( بندري)
نخلك = نام یک باشگاه
نايت كلاب = نام یک باشگاه
واير = كابل برق
وارد ماستر = مسئول بخش بيمارستان
هوك = تكه اي كه از آهن بشكل نعل بود و در حلقه در براي قفل كردن استفاده ميشد
هوبيو = بازي پسرها درتابستان با يك تكه چوب كوچك و يك تكه چوب بزرگ بود و گفتن كلمه
هي دو = تاب بازی کردن
هاستل (hostel) = مهمانسرا
هزاريا = نام محله شركتي كارگري
هلنديا = نام محله شركتي كارگري
هفيز = دفتر يا آفيس
هفت حوض = نام محله اي در احمد آباد خيابان شير و خورشيد
يك دو يك دو ترمز = نام بازي دخترانه ۳

[ یکشنبه ششم خرداد 1386 ] [ 21:17 ] [ فرهاد ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
یاران قصه این درد نگفتن تا کی
سوختم ، سوختم این سوز نهفتن تا کی
روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم
ساکن کوی بت عربده جویی بودیم
نرگس خنده زنش این همه بیمار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
دوستان عزیز برای بهتر شدن وبلاگ منتظر شنیدن نظرات سازنده شما عزیزان هستم من را در این راه یاری نمایید .
بعد از خواندن هر مطلب لطفا نظر دهید .
امکانات وب
  • آریس دی ال
  • ریش